تبليغاتX
زائر بارانی
                                       بسم الله الرحمن الرحیم

جمهوری اسلامی ایران یک گناه نابخشودنی دارد و آن این است که :

این نظامی که مردمی و متواضع و در خدمت اهداف مردم است،یک گناه نابخشودنی دارد

و آن این است که تسلیم خواست هایی که تامین کننده منافع قدرت های بزرگ در این منطقه است،نمی شود.

این که می گویم تسلیم منافع آن ها نمی شود،حرفی است که آن ها با صراحت آنرامی گویند.

شما می بینید که آمریکا مثلا در خلیج فارس یا در فلان نقطه نیرو مستقر می کند،اگر گفته شود چرا این کار را می کنی ،می گوید منافع من در گرو این کار است!

یعنی منافع او با چند هزار کیلومتر فاصله باید تامین شود،ولو منافع آن کشوری که در همین منطقه زندگی می کند ،تامین نشود!

این ها در هر کشوری هر اقدامی می کنند.به خاطر این است که آن منافع فرامرزی باید تامین شود.

جرم جمهوری اسلامی این است که بر خلاف همه کشور های دنیا زیر بار این منافع نمی رود و آن ها را تامین نمی کند،می گوید می خواهم منافع خود را تامین کنم،به منافع شما هم کاری ندارم.

ما بنای جنگیدن با آمریکا را نداشتیم،هیچ وقت هم چنین چیزی را هم نگفتیم،ولی ما بنای تسلیم شدن نداریم و می گوییم با هیچ قیمتی در مقابل شما تسلیم نمی شویم ،این جرم جمهوری اسلامی است.

بیانات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله)

در جمع اصحاب فرهنگ و هنر و ادیشه کشور۱/۵/۱۳۸۰

**********

شهریور ماه پارسال کتای خوندم با عنوان نکته های ناب.

این کتاب خلاصه ی بعضی از سخنرانی های مقام معظم رهبری در مورد

"نظام و انقلاب"و استکبارجهانی".

مطلبی که گذاشتم هم خلاصه ی یکی از این سخنرانی هاست.

منتظر نظرات شما درباره ی مطالب وبلاگ و قالب جدیدش هستم.

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

التماس۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/08/28 و ساعت 14:59 |

خلاصه کتاب حکمتها و اندرزها جلد دوم،مولف،استاد شهید مرتضی مطهری:

-به حکم غریزه ی کمال پرستی و فضیلت دوستی،بشر کانون های فضیلت و اخلاق و فداکاری را دوست دارد و به آنها عشق می ورزد.

-در انسان قوه ای وجود دارد به نام قوه ی عقل که خیر و شر را تمیّز می دهد و قوه ای دیگر دارد به نام قوه ی اراده که اجرا کننده ی چیز هایی است که عقل تشخیص می دهد.

انسان دو نوع اعمال دارد:۱-اعمال ارادی۲-اعمال غیر ارادی

-فایده ی تربیت این است که پایه ها و اساسها را طوری در وجود انسان تکوین می کند که هیچ گاه

اراده ی انسان متوجه کاهای زشت نمی شود.

تربیت صحیح پایه ها و اساسها را طوری در روح انسان تکوین می کند که همیشه کار های بزرگ و مفید هدف انسان قرار گیرد نه کارهای پست و حقیر.

-یکی از عوامل ترقی اخلاقی توسعه ی فکر است.

-توحید یعنی اعتقاد به یک مبدا ثابت ازلی دائم علیم حکیم عادل، که همه ی موجودات از او پدید      آمده اند و همه نیز به سوی او باز می گردند.

اگر عقیده توحید، صحیح و بدون تحریف در روح انسان قرار گیرد،به دل روشنی و امیدواری می دهد، اراده را قوی می کند و... .  

شخص موحد می داند عدالت بر همه ی جهان حکمفرماست،هرج و مرج و بی حساب نیست،به همین دلیل اندیشه ی گناه را در سر نمی پروراند.

اما اگر این عقیده با کوچکترین تحریفی وارد مغز شود،از خطرناک ترین امراض روحی می گردد.

-رسول اکرم(ص)با قدرتهای معنوی خود مثل اخلاق نیکو قدرت های مادی را بدست آورد و در اواخر عمر نیز بر همه جزیره العرب و حتی خارج از آن سیادت می کرد.

-خداوند،پیغمبران را مبعوث کرد برای آنکه وفای به آن عهد و پیمانی که در فطرت بشر سرشته شده را بخواهند.

-دو نوع جهالت وجود دارد:

۱-جهل بسیط:آن است که انسان از مطلبی بی خبر باشد اما خودش از نادانی و جهل خود آگاه است. 

۲-جهل مرکّب:آن است که انسان حقیقت چیزی را نمی داند و عقیده ی غلطی درباره ی او پیدا کرده،اما خیال می کند این موهوم ذهنی او حقیقت است.*

-هر فرد دارای دو نوع شخصیت است:

۱-شخصیت اجتماعی:شخصیت اجتماعی هر کس عبارت است از موقعیت و پست و مقامی که در جامعه دارد.موقعیتی که فرد در اجتماع داردبه واسطه استعدادهایی است که بدست آورده است.

۲-شخصیت واقعی:شخصیت واقعی هر کس عبارت است از خصایل اکتسابی و قوای ذاتی که دارد.

یعنی خصایل اکتسابی و قوای ذاتی انسان شخصیت واقعی او را تشکیل می دهند.

*-آن کس که نداند که نداند که نداند                                      در جهل مرکّب ابد الدهر بماند

۱۳۸۸/۷/۱  

 ببخشید که این مطلب کمی طولانی شد!

از اینکه این خلاصه رو اول مهر ماه نوشتم تعجب نکنید چون اون موقع در شهر قم بودم!

التماس۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در چهارشنبه 1388/08/20 و ساعت 15:35 |
به نام خدا

۸۸/۸/۸ میلاد با سعادت هشتمین امام حضرت علی ابن موسی الرضا(ع)بر شیعیان جهان مبارک باد. 

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند
موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

مرحوم قیصر امین پور

                                                        *****

                                                      شعر امام زمانی

از مرز ابر های بهاری عبور کرد                                          چشمی که رد پای شمارا مرور کرد

تنها به شوق لمس شما ابر بی امان                               یک شهر را به وسعت باران نمور کرد

روزی هزار مرتبه تقویم نا امید                                                    تاریخ روز آمدنت را مرور کرد

تاثیر یک غروب غم انگیز جمعه بود                              مضمون این غزل که به ذهنم خطور کرد

اصلا خیال روی شما،سال های سال                                   دیوان شاعران جهان را قطور کرد

                                                                                      سید حمید رضا برقعی

به این دلیل که تصمیم دارم خلاصه ی کتاب هایی که میخونم رو در اختیار شما بذارم،از این به بعد

شعر امام زمانی رو هر یک ماه یک بار آپ میکنم.

التماس دعا

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/08/07 و ساعت 13:25 |
سلام
میلاد حضرت فاطمه معصومه(س)بر شیعیان جهان مبارک باد.

از همون اول که این وبلاگ رو راه اندازی کردم قصد داشتم خلاصه ی بعضی از کتاب هایی رو که خوندم در اختیار شما قرار بدم.
همون اوایل مختصری از کتاب زندگی نامه ی ملاصدرا رو برای شما نوشتم اما دیگه نشد این کار رو ادامه بدم.
بعد از مدتها دوباره تصمیم گرفتم خلاصه ای از یکی از کتاب هایی که خوندم رو در اختیار شما بذارم.
من از خرداد ماه تا الان کتاب ها ی زیادی رو خوندم.
و اکثرا یادداشت هایی رو هم راجع به اون ها داشتم.
در این مدت کتاب هایی چون حکمتها و اندرزها1و2 ،حماسه حسینی1تا3،

جاذبه و دافعه ی علی علیه اسلام(شهید مطهری) رابطه ها،آفات علم، اخلاق معاشرت،امتحان،چشم دل،گوهر عمر(جواد محدثی) نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی و تعداد زیاد دیگه ای کتاب رو مطالعه کردم.
بالاخره تصمیم گرفتم خلاصه ای از کتاب نگاهی گذرا به بسیج و بسیجی رو بنویسم.
این کتاب نوشته ی حضرت آیت الله مصباح یزدی است و اون رو در مشهد تهیه کردم.

                                                  ******
اما خلاصه ی کتاب:
در قرآن خصوصیاتی برای همراهان پیامبر(بسیجیان) ذکر شده است:
1-پایداری در راه خدا
2-طلب آمرزش الهی
3-طلب ثبات قدم و نصرت از خدا
4-محبان و محبوبان خدا
5-تواضع با مومنان و سر سختی با کافران
6-اتکا به قدرت الهی
7-پیوند با ولایت
قرآن برای کسانی که در آخرالزمان می آیند دو ویژگی باطنی و دو ویژگی ظاهری ذکر می کند.
ویژگی های باطنی:1-آنان عاشقان خداوند هستند. 2-آنان محبوبان خدادند هستند.
ویژگی های ظاهری:1-تواضع با مومنان2-سر سختی با کافران
خصوصیات بسیجیان در نهج البلاغه:
1-عشق به جهاد و شهادت
2-انس با قرآن
3-روزه داری
4-سحر خیزی و انس با دعا
5-احیای سنت های الهی و دوری از بدعتها
6-وظیفه شناسی
7-تبعیت از رهبری
8-زنده داشتن یاد شهیدان

حضرت امام علی(ع)در نهج البلاغه می فرمایند:

از ویژگی های بسیجیان راستین این است که پس از شناخت رهبر دینی شان به او اطمینان ورزندو از او پیروی کنند.

درباره ی بر طرف کردن نیاز های دیگرا دیدگاهی عقلانی وجود دارد:

بعضی افراد فقط در قبال نیاز های مادی دیگران خود را مسوول می دانند و برای خود مسولیتی در قبال نیاز های معنوی و اخلاقی دیگران نمی دانند که این، همان گرایش سوسیالیستی است.

اما دسته ای دیگر علاوه بر اینکه خود را درباره ی نیاز های مادی دیگران مسوول می دانند، خود را مسوول بر طرف کردن نیاز های اخلاقی و معنوی دیگران نیز می دانند.

من در این کتاب به کلماتی بر خوردم که معنی اون ها رو یا نمیدونستم و یا اصلا به گوشم نخورده بودن!

و این کلمات:

ایندیویدوالیسم=فرد گرایی

اومانیسم=انسان مداری

سکولاریسم=جدایی دین از حکومت(سیاست)

۲۹مرداد۱۳۸۸

                                           ******                                                                                   امیدوارم که استفاده کرده باشید و خوشتون اومده باشه!

ضمنا این دفعه  شعر امام زمانی رو با ۳هفته فاصله میذارم.  (یعنی جمعه ی میلاد حضرت امام رضا(ع)!) 

یا علی مدد

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در سه شنبه 1388/07/28 و ساعت 14:1 |
به نام خدا

یک عمر در پی تو سفر کردم                                       با آتش فراق تو سر کردم

روزم به انتظار تو شب گردید                             شب را به شوق وصل سحر کردم

با کیمیای عشق تو این دل را                                     ارزنده تر ز گوهر و زر کردم

هر محفلی که یاد تو می کردند                               دل را که خفته بود خبر کردم

جز مهر رویت ای گل زهرایی                               از دل هر آنچه جز تو به در کردم

سودای هر که جز تو در این دل بود                       سودی نداشت بلکه ضرر کردم

در مکه در منا،جبل الرحمه                                با عشق تو به هر چه نظر کردم

چون  دیده ام ندید جمالت را                                      در راه وصل،فکر دگر کردم

تا محرم حریم حرم گردم                                    محرم شدم،ز نفس حذر کردم

کوی رضای توست چو میقاتم                              احرامی از خشوع به بر کردم

رمز یقین دو رکعت خونین است                          من هم وضو ز خون جگر کردم

                                                جواد محدثی-مدینه- ۴اریبهشت۱۳۷۴ 

این دفعه این شعر رو از کتاب برگ و بار که گزیده اشعار استاد هست،انتخاب کردم.

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

التماس دعا 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/07/17 و ساعت 7:17 |
به نام خدا

همون طوری که در پست قبلم توضیح دادم،این دفعه هم میخوام یکی از مناجات های زیبای

استاد جواد محدثی رو در اختیار دوستان بذارم.

الهی!...شهیدان،سلاح و صلاح را،فوز و فلاح را دعوت روزانه و شبانه را،

عرفان و حماسه را به هم آمیختند،

عزت را در خدمت،بقا را در فنا،و ماندن را در رفتن دیدند،

تشنگان وصل بودند و جرعه نوشان شراب محبت،

راز شب داشتند و شب راز و درد دین و شور نهضت و سوز خدمت،

مشعل شب سوز بودند و فروغ دل افروز،

راه خدا را از روح خدا آموختند و خود را فدای خدا کردند.

بزمشان را ساقی باش و نامشان را باقی دار.

                                                                        حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

  

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/07/09 و ساعت 14:10 |
سلام

این هفته به اضافه شعر امام زمانی یک مناجات بسیار زیبا از کتاب الهی نامه                            حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی

هم در اختیار دوستان میذارم!

شعر امام زمانی:

دل به داغ بی کسی دچار شد،نیامدی!                            چشم ماه و آفتاب تار شد،نیامدی!

سنگهای سرزمین من در انتظار تو                                زیر سم اسب ها غبار شد،نیامدی!

چون عصای موریانه خورده دستهای من                         زیر بار درد تار و مار شد ،نیامدی!

ای بلند تر ز کاش ودورتر ز کاشکی                            روز های رفته بیشمار شد،نیامدی!

عمر انتظار ما حکایت ظهور تو                                 قصه ی بلند روزگار شد،نیامدی!

                                                                                         عبدالجبار کاکایی

اگه خدا قبول کنه دو سه روزی رفته بودم قم،زیارت حضرت معصومه(س).

از اونجایی که نمیشه من قم برم و کتابفروشی نرم،

روز ۳شنبه رفتم بوستان کتاب و چند تا کتاب گرفتم.

 یکی از کتاب هایی که گرفتم "الهی نامه ی جواد محدثی" بود.

دیروز توی ماشین شروع کردم به خوندن قسمت هایی از این کتاب که به یک بند زیبا برخوردم!

و تصمیم گرفتم اون مناجات رو برای شما هم بذارم.

امیدوارم خوشتون بیاد.

الهی!...اتنظار فرج،بهانه ی زیستن و نشانه ی فجر دوستی ماست.

ما به روز،

از پس پرده ی تاریکی شب می نگریم،

ما ز شب،

همچنانی که ز پل می گذرند،

به امید سحری می گذریم.

شب تار انتظار را به روز روشن وصل،متصل بگردان.

                                                                 جواد محدثی

بی صبرانه منتظر نظراتتون هستم.

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس ۲آ

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/07/03 و ساعت 13:55 |
به نام خدا

 شهادت مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین علی(ع)تسلیت باد.

سلام دوستان

از نکات جالب ماه رمضان  امسال این بود که شب قدر با ۵شنبه شب مصادف شد.

 می خواستم که این هفته علاوه بر شعر امام زمانی یک شعر هم راجع به امام علی(ع)

آپ کنم

اما بعد نظرم عوض شد و تصمیم گرفتم جملاتی بسیار کوتاه از امام علی(ع) بذارم.

 

۱-من نخستین کسی بودم که به راه حق روی آوردم،دعوت حق را شنیده و اجابت کردم،و در نماز هیچکس جز پیامبر خدا (ص)بر من سبقت نگرفته است!*

۲-با هم دشمنی نکنید و کینه نورزید،چرا که سبب محو شدن خیر و نعمت می شود.**

۳-همانا این نفس من است که آن را با تقوا تمرین می دهم،تا در آن روز هراس بزرگ(قیامت)ایمن و آسوده به محشر آید.***

۴-ما دست پرورده و ساخته ی پروردگار خویشیم و مردم تربیت شدگان و دست پرورده های ما هستند.****

*-نهج البلاغه،خطبه۱۳۶

**-نهج البلاغه،خطبه۸۶

***-نهج البلاغه،نامه۴۵

****-نهج البلاغه،نامه۲۸

امیدوارم جملات گوهر بار حضرت علی(ع)چراغ راهمان شود.

راستش دلم نمیاد یک بیت شعر قشنگی که چند روز پیش برام پیامک زده شد رو ننویسم!

ای ماه سر به مهر،سر از سجده بر ندار

پشت سرت کسی است که شق القمر کند!

اما شعر امام زمانی(!):

فروغ بخش شب انتظار آمدنی است                                     رفیق آمدنی غمگسار آمدنی است

به خاک کوچه ی دیدار آب می پاشند                                   بخوان ترانه،بزن تار،یار آمدنی است

ببین چگونه قناری به وجد آمده است!                                مترس از شب یلدا ،بهار آمدنی است

صدای شیهه ی رخش ظهور می آید                                  خبر دهید به یاران،سوار آمدنی است

بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند                         یگانه فاتح این کوهسار آمدنی است

                                                                                       مرتضی امیری اسفندقه

در لیالی قدر ما رو هم از دعا فراموش نکنید!

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان(عج)

التماس دعا

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/06/19 و ساعت 19:47 |
سلام دوستان

بالاخره بعد از۲۸روز نوبت آپ شعر امام زمانی شد.

بدون هیچ مقدمه ای میرم سر اصل مطلب!

مرا از این همه اندوه تیره راحت کن                      کجاست سمت سپیده؟ مرا هدایت کن

نگاه کن چه شب و روز تنبلی دارم!                   سکوت پشت دلم را شکست،صحبت کن

هزار جمعه ی بی روح بی تو جان کندم     بس است بی تو نشستن،بس است،حرکت کن

تو از سلاله ی نوری،تونبض بارانی                                 نگاه ملتمس خاک را اجابت کن

مرا به عشق بکوچان،به سمت حظ ظهور                   مرا به جشن بزرگ ظهور دعوت کن

به نقش خونی آلاله ها ستاره بپاش                             قناریان نفس مرده را حمایت کن

بیا و گرم کن این روز های برفی را                           بهار گمشده را بین خلق قسمت کن

                                                                                       مرتضی امیری اسفندقه

در این ماه عزیز من رو هم فراموش نکنید!

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/06/05 و ساعت 18:16 |
سلام

شاید توی این مدت این سوال براتون پیش اومده باشه که چرا هیچ مطلب جدیدی آپ نکردم.

علتش این بود که از یکشنبه(۱۱مرداد)تا یکشنبه(!)(۲۵مرداد)در سفر بودم!

بعد از تموم شدن سفر به این فکر افتادم که سفرنامه مفصلی با عنوان"۱۴روز به یاد ماندنی"بنویسم.

راستش ۱روز قبل از رفتنم مشخص شد عازم مشهد هستم.

شنبه ظهر پسرعموی عزیزم خسته دل زنگ زد و گفت اگر میخوای فردا ظهر با ما بیا مشهد!

من اما از خوشحالی نمیدونستم چه کار کنم!

بعد از مشورت با پدرم وقبول کردنش قرار شد ۱شنبه ظهر به همراه ۱۰نفر دیگه از بچه های مسجد

عازم مشهد بشیم.

بالاخره یکشنبه ظهر شد و ما با دو تا ماشین به سمت اندیمشک حرکت کردیم.

ساعت ۱۵به اندیمشک رسیدیم و ساعت۱۶:۳۰به سمت تهران حرکت کردیم.

توی راه سرم رو با کتاب خوندن،مشاعره و صحبت راجع به مسایل مختلف گرم کردم.

ساعت۷صبح به تهران رسیدیم.

بلیت ما از تهران به مشهد ساعت ۳:۳۰بعد از ظهر بود واز ساعت ۷صبح تا این موقع وقتمون آزاد بود.

تصمیم گرفتیم با مترو به مرقد امام(ره)بریم.

بعد از ۲ساعت موندن در مرقد امام خمینی(ره)به راه آهن برگشتیم.

وقتی که داشتیم ناهار میخوردیم مراسم تنفیذ رییس جمهور منتخب از تلویزیون پخش میشد.

بالاخره ساعت ۳:۳۰شد و سوار قطار شدیم.

و ساعت ۴صبح به مشهد مقدس رسیدیم.

بعد از غسل زیارت به سمت حرم حضرت ثامن الحجج(ع)به راه افتادیم.

و بعد از یکسال چشمام به دیدن گنبد زیبای امام رضا(ع) منور شد.

فکر می کنم بهترین چیزی که از حالم توی اون لحظات میتونم بگم اینه:

...         !

برنامه ی من در مشهد این بود که از ساعت ۱۲تا بعد از نماز صبح توی حرم میموندم

(معمولا این موقع به رواق دارالذکر میرفتیم) بعد میخوابیدم تا ساعت ۱۱و بعد دوباره حرم!

(در این زمان به جاهای مختلفی میرفتیم مثلا رواق دار الحجه،صحن جامع و صحن گوهر شاد)

برای نماز مغرب و عشا هم که حرم بودیم و پشت سر آیت الله مکارم شیرازی نماز میخوندیم.

روز ۵شنبه ۱۵مرداد به کوهسنگی و بعدبه فیزیکسرایی که داشت رفتیم.

ساعت ۸به حرم رفتیم تا نماز بخونیم.

اما از اونجایی که شب نیمه شعبان بود خیلی سخت جا گیر اوردیم.

شلوغی و ازدحام جمعیت اون شب رو نمیتونم توصیف کنم،فقط بگم  که در صحن جامع رضوی جای ایستادن نبود...

بعد از نماز جلوتر رفتیم،تا سخنرانی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی رو گوش بدیم. 

بعد ا سخنرانی به خونه رفتیم تا شب هم بتونیم به حرم بیایم.

شب ساعت ۱۲به حرم رفتیم و در صحن قدس با خوندن دعای کمیل،زیارت عاشورا و مناجات امیرالمومنین(ع)حال معنوی عجیبی بهمون دست داد.

بعد از مراسم هم من نزدیکی های ضریح نشستم و به خوندن زیارت مخصوصه امام رضا(ع)مشغول شدم.

جمعه شب با بچه ها تصمیم گرفتیم در صحن قدس مراسم زیارت عاشورا و سینه زنی بگیریم.

مراسم بسیار خوبی شدو افراد زیادی به ما اضافه شدن.

شنبه هم برناممون فقط حرم و زیارت بود.

روز یکشنبه ساعت ۸ صبح به سرزمین موج های آبی رفتیم و اون جا کلی کیف کردیم!

البته بعد از تموم شدن بازیهامون اکثرا بدن دردگرفتن. بعضی ها هم مثل من از زیاد بودن کلر آب به سرفه افتاده بودن.

روز دوشنبه شد یعنی آخرین روزی که در مشهد بودیم بچه ها کم کم داشتم آماده میشدن

من اما برنامم ناگهانی عوض شد.

البته ناگهانی ناگهانی هم نبود!

بابام یکی دو روز قبل با من صحبا کرده بود که اگر بخوام میتونم با اردوی بچه های دوره مسجدمون هم بمونم.

من هم با جون و دل قبول کردم!

در واقع حضرت رضا(ع)دوباره من رو طلبید.

۲شنبه شب یک دسته از بچه ها که رفتن من به گروه دوم اضافه شدم.

فرق سفر دوم با سفر اول در زمان بندی برنامه ها بود

 سفر اول چون که رفاقتی بود(!)برنامه ها دست خودمون بود

اما سفر دوم اردو و برنامه با جمع بود و تکروی نداشت!

۳شنبه صبح به سمت توس،آرامگاه فردوسی رفتیم.

۵شنبه(۲۲مرداد) اول صبح هم به زشک رفتیم.

۵شنبه شب بعد از خوندن نماز مغرب نشستیم تا به سخنرانی آیت الله مکارم شیرازی گوش بدیم.

البته یادم رفت که بگم ۳شب هم حجه الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی سخنرانی کرد.

ساعت ۱۲شب دوباره به حرم رفتیم،آخرین شبی بود که در حرم بودیم.

.از شنبه(۱۷مرداد) به مدت ۱۲شب هم حاج سعید حدادیان مناجات شعبانیه میخوند.

ماهم که آخرین شب حضورمون در مشهد بود به رواق درالهدایه رفتیم تا مناجات شعبانیه رو گوش بدیم.

جمعه از ساعت ۱۰:۳۰صبح تا۱۲ظهر آخرین وقتی بود که میتونستیم توی حرم باشیم.

حالی که اون موقع داشتم رو نمیتونم وصف کنم.

بعد از ۱۰روز زندگی،کنار حرم امام هشتم(ع)باید به اهواز بر میگشتم.

این نکته رو هم بگم که یه بار ساعت۴صبح بارون قطره قطره شروع به باریدن گرفت.

و لباسم کمی خیس شد!

اون موقع بود که با خودم گفتم:

زائری بارانی ام، آقا به دادم میرسی؟؟؟!
بی پناهم،خسته ام،تنها به دادم میرسی؟!
گرچه آهو نیستم، اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهو ها به دادم میرسی؟!
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم میرسی؟!!

و به معنای واقعی کلمه زائر بارانی شدم!

چندین بار هم این شعر رو با خودم مرور کردم:

هرکی میره کرببلا از حرم رضا میره

پنجره فولاد رضا برات کربلا میده...

روز شنبه ۲۴مرداد اول به حرم مطهر حضرت معصومه(س) بعدحمام فین کاشان و بعد به حرم امامزاده

محمد هلال بن علی(ع)فرزند امام علی(ع)در آران و بیدگل رفتیم.

ساعت ۱۲:۳۰ظهر روز یکشنبه ۲۵مرداد بود که انتظارم برای رسیدن به اهواز تموم شد!

من این۱۴ روز به یاد ماندنی رو که۱۰روزش رو در مشهد الرضا بودیم فراموش نمیکنم.

از اینکه کمی طولانی و خسته کننده شد معذرت میخوام.

به علاقه مندان به شعر امام زمانی هم بگم که انشاالله ۵شنبه هفته بعد یعنی ۵شهریور شعر رو آپ میکنم.

با توجه به اینکه در آستانه ماه رمضان هستیم از همه ی دوستان التماس ۲آ دارم.

یا علی مدد 

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در سه شنبه 1388/05/27 و ساعت 13:46 |

سلام

این هفته به اضافه شعر مطلب کوتاهی هم راجع به امام زمان(عج) گذاشتم

خوشحال میشم نظراتتون رو هم بدید

ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

                                                    تعجیل کن به خاطر ما نا شکیب ها 

چشم جهان به چشمه دستان سبز توست

                                                    جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟

                                                  خون مسیح مانده به روی صلیب ها!

برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزن

                                                     ای آشنا به ندبه و اشک غریب ها

تعجیل کن به خاطر صدها هزار چشم

                                                         ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

                                                                          نغمه مستشار نظامی 

یک سوال:

این همه سخن از حضرت مهدی(عج)،چرا؟چرا از حضرت مهدی(عج) این همه سخن به میان آمده و پیامبر و ائمه در فرصت های مختلف از ان حضرت سخن گفته اند؟

و جواب:

۱-مردم در طول زمان خود را اماده ظهور ان حضرت کنند و با داشتن هدف مشخص

دنبال ان حضرت را بگیرند تا حکومت جهانی از دست استکبار جهانی بیرون اید و به دست صالحان قرار گیردو این کار با نهضت اسلامی عمیق و پیگری قابل اجراست.

۲-ذکر خصوصیات برای این است که افراد دروغگو که از معتقدات مذهبی مردم سوء

استفاده و در طول تاریخ خود را همان مهدی موعود خوانده اند شناخته و رسوا شوند.

 

ضمنا استثنا هفته بعد به مناسبت میلاد حضرت صاحب الزمان(عج)شعر امام زمانی رو آپ میکنم.

منتظر نظراتتون هستم.

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان  

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/05/08 و ساعت 17:29 |
سلام

بهتون پیشنهاد می کنم حتما این پستم رو بخونید.

همون طور که در انتهای شعر امام زمانی جمعه ی قبل نوشته بودم،سفر کوتاهی به قم داشتم.

و اندک خاطره ای از رفتنم به قم و یک مطلب دیگه نوشتم.دوباره تاکید میکنم کامل بخونیدش.

شنبه۲۷تیر۱۳۸۸

ساعت۷:۱۵ از خواب بیدار می شم ،امروز  همراه بابا و محمد مهدی

(یعنی همان جناب خسته دل!)سفری کوتاه به قم داریم.(البته او فقط مسیر رفت رو با ما بود)

بعد از صبحانه به دنبال محمد مهدی میریم.

بعد از دادن صدقه و خوندن آیه الکرسی توجهمون به دستگاهی که محمد مهدی با خودش اورده جلب میشه.

دستگاه رو که روشن کردیم محمد مهدی گفت ۱۵۰ تراک مداحی و روضه به اضافه ی زیارت عاشورا و مناجات امیر المومنین در دستگاه هست.

این دستگاه هم تا آخر سفر باعث شد که ما حوصلمون سر نره!!!

بعضی وقتها میشنویم:عمه سادات بیقراره...یا،عمو حسین مرا ببخش...،و یا،دل و دلدار کیست...

و بعضی وقتها هم :داداش،ای رکابم پای تو... .

محمد مهدی چون دیشب کم خوابیده،به عقب ماشین رفته و استراحت میکنه،من هم دیشب ۳ساعت بیشتر نخوابیدم ولی توی ماشین نمیتونم درست بخوابم و به ناچار نشستم و مداحی گوش میدم.

الان ساعت ۴ بعد از ظهر،و وقتش شده که بابام به توضیحی که صبح ازش درباره امام عصر(عج)  خواستم جواب بده.

(اول این توضیح رو بدم که هفته ی پیش در کلاس مهدویت مسجد، استادمون سوالی پرسید و بعد خودش جواب داد.

سوال این بود:

چرا ما باید امام زمان(عج) روبشناسیم؟

و بعد خودش جواب داد:

حدیثی از پیامبر(ص) جواب این سوال است

رسول اکرم(ص) میفرمایند:

من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه

هر کس امام زمانش را نشناسد و بمیرد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

۳پس استادمون گفت که هر کس توضیح کاملی درباره ی این حدیث بیاره،یه جایزه خوب بهش میدیم!)

و اما توضیحی که بابام داد:

گفت:

پیامبر(ص)مبعوث شد تا جهل و نادانی مردم آن زمان را از بین ببرد.

و ائمه ادامه دهنده ی راه پیامبر و از بین برنده ی جهل در هر زمان هستند.

و هر چقدر که علم  پیشرفت کند،باز هم انحرافاتی وجود دارد

و در این زمان انسان ها به کسی نیاز دارند که از نظر ارتباط با خدا و علم از همه برتر باشد

که این شخص کسی جز امام نیست.

و برای دوری از جهل باید امام را شناخت و دستور العمل های او راسر مشق خود قرار داد. 

من خیلی خوشحالم که جواب رو پیدا کردم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس۲آ

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در سه شنبه 1388/04/30 و ساعت 18:2 |
سلام

شهادت هفتمین ستاره آسمان امامت و ولایت حضرت امام موسی کاظم(ع)بر همه  شیعیان جهان تسلیت باد.

بدون مقدمه میرم سر اصل مطلب!

خداکند که بهار رسیدنش برسد

شب تولد چشمان روشنش برسد

 

چو گرد بر سرراهش نشسته ام شب و روز

به این امید که دستم به دامنش برسد

 

هزار دست پراز خواهشند و گوش به زنگ

که آن انارترین روز چیدنش برسد

 

چه سال ها که دراین دشت منتظر ماندم

که دست خالی شوقم به خرمنش برسد

 

براین مشام و براین جان چه می شود یارب

نسیمی از چمنش بویی از تنش برسد

 

خدای من دل چشم انتظار من تا چند

به دور دست فلک بانگ شیونش برسد؟

 

چقدر بر لب این جاده منتظر ماندن

خداکند که از آن دور توسنش برسد

 سعید بیابانکی 

راستی اگه خدا بخواد فردا دارم میرم زیارت حضرت معصومه(س)

منتظر نظراتتون هستم.

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/04/26 و ساعت 20:39 |
سلام

میلاد با سعادت نهمین پیشوای شیعیان،حضرت امام محمد تقی(ع)بر شیعیان جهان مبارک باد.

شعری که این هفته میخوام بذارم شعر خیلی قشنگی از پسر عموی عزیزم مطمئنم که خوشتون میاد

حتما نظر بدید.

غروب جمعه شد دوباره بغض آسمان شکست

بهار غنچه های نو شکفته در خزان شکست

غروب جمعه آمد و نیامدی ز کعبه تو

دوباره در صدای کعبه وسعت اذان شکست

تو وارث زمینی و زمان به انتظار توست

بیا که زیر بار غصه قامت زمان شکست

امید پیرهایمان دوباره نا امید شد

و مثل قلب پیرها، غرور هر جوان شکست

دوباره کشتی دلم غریق در سراب شد

و گردباد غم وزید و باز بادبان شکست

دوباره آمدم شبانه با تو درد دل کنم

که بغض کهنه ام امان نداد و بی امان شکست!

سید محمد مهدی شفیعی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/04/12 و ساعت 12:4 |
سلام دوستان

بدون مقدمه میرم سراغ شعر

انشاالله خوشتون بیاد.

 

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

 

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

 

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

 

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

 

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

 

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

 

 

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

 

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

 

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

 

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

 

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

 

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

 

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

 

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...

                                                        

                                                    سید حمید رضا برقعی   

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

التماس ۲آ 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/03/29 و ساعت 19:32 |
به نام خدا

رحلت حضرت امام خمینی(ره) بر همه عاشقان و دلسوختگانش تسلیت باد.

سلام دوستان

با توجه به اینکه آپ کردن شعر امام زمانی با رحلت حضرت امام خمینی(ره)مصادف شده،مجبور شدم خلاصه ای از زندگی امام راحل(ره)و شعر امام زمانی رو در یک مطلب بذارم،یعنی دوباره۱*۲!

خلاصه ای از زندگی امام خمینی (ره)

سید روح الله موسوی خمینی مشهور به امام خمینی در۲۰جمادی الثانی ۱۳۲۰ هجری قمری یا  سال۱۲۷۹ هجری شمسی در شهر خمین متولد شد.

او در ۵ ماهگی پدرش،آیت الله شهید سید مصطفی موسوی را ازدست داد.

از نوجوانی به تحصیل معارف روز و علوم مقدماتی از جمله ادبیات عرب،منطق و فقه و اصول پرداخت.

در سال۱۲۹۸شمسی عازم حوزه علمیه اراک شد.پس از آن به حوزه علمیه قم رفت و از استادانی چون شاه آبادی،حکیم قزوینی،ملکی تبریزی و

شیخ عبدالکریم حائری یزدی بهره برد و به درجه اجتهاد رسید.پس از مدتی خود نیز از استادان حوزه علمیه قم شد و پس از درگذشت آیت الله بروجردی،مرجع تقلید عامه گردید.

فعالیت های سیاسی حضرت امام خمینی(ره)از زمان مخالفت با لایحه تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی شدت یافت. در روز ۱۳ خرداد،علیه رژیم پهلوی سخنرانی کرد.به همین دلیل در شب ۱۵خرداد بازداشت و زندانی شد.

پس از چندی علیه طرح کاپیتولاسیون سخنرانی کرد که باعث شد در ۱۳آبان ۱۳۴۴

به ترکیه وسپس نجف اشرف تبعید شود.این تبعید نزدیک ۱۳ سال طول کشید.

در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ پس از فرار شاه،از فرانسه به ایران آمد و در ۲۲ بهمن با پیروزی انقلاب اسلامی نظام اسلامی را بنیان نهاد.

ایشان سر انجام در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ ه.ش چشم بر جهان فرو بست.

تحریر الوسیله،حکومت اسلامی یا ولایت فقیه،جهاد اکبر یا مبارزه با نفس 

و توضیح المسائل از آثار حضرت امام خمینی(ره) هستند.

ضمنا،یاد و خاطره شهدای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ روهم گرامی می داریم.

واما شعر امام زمانی:

غمی نشسته بر دلم به قدمت هزارها              غمی غریب وماندنی شبیه یادگار ها

دلم بهانه می کند تو را نشانه می کند       فدای روی ماه تو تمام جان نثارها

دل شکسته مرا دوا نمیکنی چرا          چه میشود به سررسد تمام انتظارها

اگر چه جای ماه در خرابه ها نمیشود  ولی طلوع کن شبی به حرمت بهار ها

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس ۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/03/14 و ساعت 14:13 |
سلام

سه شنبه هفته قبل با امتحان جغرافی امتحانات نوبت دومم تموم شد.

منتظر بودم تا  کار نامم روهم بگیرم و بعد شما رو  از نتایج امتحانام با خبر کنم.

و دیروز کارنامم رو هم گرفتم...

نمره ی من در نوبت اول ۹۴/۱۹ شد،یعنی علوم کارم روخراب کرد و ۱۹شدم.

در نوبت دوم هم ۹۴/۱۹ شدم و باز هم علوم...

آخه من خیلی از درس علوم بدم میاد مخصوصا از بخشهای زیست و فیزیک و شیمی و زمین شناسی!

من حاضر بودم ۱۰دفعه امتحان ریاضی بدم اما یکدفعه امتحان علوم ندم.

گر چه از ریاضی هم  خیلی خوشم نمیاد اما خوب ریاضی قابل تحمل تر از علوم!

همون طوری که در بخش"گزارشی از وضع فعلی امتحانات"گفته بودم،این آقای دبیر علوممون

روش درس دادنش خیلی مسخره بود.

غیر از این امتحان ها رو هم خیلی سخت می گرفت.   

و به علاوه این که امتحان ها رو هم سخت میگرفت نمره هم اضافه نمی کرد!

چون که خودش اول سال گفت امتحانامو سخت می گیرم بنا بر این هر کس نمرش از ۱۴ بالا تر شد

خودم بهش نمره کامل رو میدم.(امتحانات کتبی علوم از ۱۵ نمره س.)

من هم از ۶،۷ باری که امتحان گرفت دو سه بار بالای ۱۴ شدم و ۲،۳ بار ۱۳! اما خوب از اونجایی

که خیلی نامرد بود به قولش عمل نمی کرد و نمره اضافه نمی داد!

و این آخر سالی هم که زهرشو به من ریخت و بهم۱۹ داد تا معدلم بشه۹۴/۱۹.

به هر حال خدا رو شکر میکنم که هفتمین سال درس خوندنم هم به پایان رسید.

از اینکه مطلبم رو خوندید ممنون.

منتظر نظراتتون هستم!

التماس ۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در دوشنبه 1388/03/11 و ساعت 12:14 |
به نام خدا

سوم جمادی الثانی شهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا(س) بر همه شیعیان جهان تسلیت باد.

خلاصه ای از زندگی حضرت فاطمه(س)

ایشان در۲۰ جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه دیده به جهان گشود.

پدر حضرت زهرا(س)،پیامبر اسلام(ص) و مادر ایشان خدیجه نام دارند.

از القاب ایشان می توان بتول،طاهره،صدیقه،محدثه،راضیه و مرضیه را نام برد.

کنیه حضرت زهرا(س) ام ابیها بوده است.

حضرت زهرا(س)در ۸ سالگی به همراه حضرت علی(ع) به مدینه هجرت  ودرذی الحجه سال دوم هجری با او ازدواج کردند.

 فرزندان ایشان امام حسن(ع)،امام حسین(ع)،حضرت زینب(س)،ام کلثوم و محسن بوده اند.

حضرت فاطمه(س)در ۱۳ جمادی الاول  یا ۳ جمادی الثانی سال ۱۱ هجری در۱۸ سالگی

توسط مغیره به شهادت رسید.

منتظر نظراتتون درباره وبلاگم هستم.

التماس دعا

 

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در پنجشنبه 1388/03/07 و ساعت 12:24 |
به نام خدا

سلام دوستان عزیز

بعد از چند وقت میخوام یه شعر قشنگ بذارم.

البته مختصر و مفید و از دو سه بیت بیشتر نیست.

دیگه بیشتر از این منتظرتون نمیذارم.

گل من که حسنی پر آوازه دارد                     به هر لحظه صد عاشق تازه دارد

تفال زدم نیمه شب به قرآن                            کتابی که از وحی شیرازه دارد

برای دلم آیه صبر آمد                                         ولی نازنین صبر اندازه دارد

منتظر نظراتتون هستم.

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس ۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در جمعه 1388/03/01 و ساعت 19:36 |
سلام دوستان

بعد از مدت ها وقت کردم که این مطلب رو آپ کنم.

این بار میخوام خلاصه ای از زندگی ناصر خسرو قبادیانی رو برای شما بذام.

حکیم ابو معین ناصر خسرو قبادیانی بلخی از شاعران و گویندگان توانا و بزرگ ایران در زبان فارسی

در دوره ی سلطان محمود و مسعود غزنوی است.

ناصر خسرو در سال ۳۹۴هجری در قبادیان از نواحی بلخ متولد شد.

او در سال۴۸۱هجری در ۸۷سالگی در گذشت و درکوهستانهای بد خشان دفن شد.

دیوان ناصر خسرو شامل ۱۱ هزار بیت است که از قصیده و قطعه تشکیل شده است.

آثار منثور ناصر خسرو عبارتند از:

زاد المسافرین،وجه دین،سفر نامه،خوان اخوان،گشایش و رهایش و جامع الحکمتین.

چون که نکوننگری جهان چون شد                           خیر و صلاح از جهان جهان چون شد

هیچ دگرگون نشد جهان جهان                                           سیرت خلق جهان دگرگون شد

چاکر نان پاره گشت فضل و ادب                                 علم به مکر و به رزق معچون شد

زهد و عدالت سفال گشت و حجر                                   جهل و سفه زر و در مکتون شد

فعل همه جوره گشت و مکر و جفا                             قول همه رزق و غدار و افسون شد

ملک جهان گر به دست دیوان بد                                        باز کنون  حالها همیدون شد

سر به فلک کشید بی خردی                                          مردمی و سروری در آهن شد

باد فرو مایگی وزید،وز و                                        صورت نیکی نژند و محزون شد

خاک خراسان که بود جای ادب                                       معدن دیوان نا کس اکنون شد

حکمت را خانه بود،بلغ و ،کنون                                خانه اش ویران وبخت وارون شد

...

انشا الله دفعه ی بعد خلاصه ای از زندگی خیام نیشابوری رو میذارم.

موفق باشید.

التماس ۲آ

+ نوشته شده توسط زائر بارانی در سه شنبه 1388/02/29 و ساعت 13:38 |